درباره سلیمان نبی (ع)
سوره سبا، سوره34
وَلِسُلَيمَانَ الرِّيحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ وَأَسَلْنَا لَهُ عَينَ الْقِطْرِ وَمِنَ الْجِنِّ مَنْ يعْمَلُ بَينَ يدَيهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَمَنْ يزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِيرِ(سبأ/12) و براي سليمان باد را مسخر ساختيم که صبحگاهان مسير يک ماه را ميپيمود و عصرگاهان مسير يک ماه را؛ و چشمه مس (مذاب) را براي او روان ساختيم؛ و گروهي از جن پيش روي او به اذن پروردگارش کار ميکردند؛ و هر کدام از آنها که از فرمان ما سرپيچي ميکرد، او را عذاب آتش سوزان ميچشانيم!
نکته:
و اسلنا له عین القطر[1](و معنای جمله این است که ما معدن مس را مانند آب برای او روان و جاری کردیم . (چشمه مس))[2]
سلیمان از مس چه بهره هایی می توانست ببرد؟ در هیچ جای از قرآن اشاره بدان نمی کند! و به طور کلی چه بایستگی وجود داشت که بگوید چشمه مس در اختیار او بوده است؟[3]
پ- و من الجن من یعمل بین یدیه باذن ربه( و گروهی از طایفه جن[4] که نزد او و به اذن ربّ او کار مى کردند، چون خدا آنها را مسخر وى کرده بود. )
نکته-1: نگفته است که جن به فرمان سلیمان و دستورش کار می کردند، بلکه آمده است که این گروه از جن برای سلیمان کار می کردند.
نکته-2: اگر در آیات پسین خوب بنگریم می بینیم که پس از مرگ سلیمان گروهی از جن هنوز سرگرم کار بودند. به دیگر سخن این گروه برای سامان سلیمانی کار می کردند و منظور آیه از شخص سلیمان همانا سامانه (سیستم) سلیمانی است.
ت-و من یزغ عن امرنا ( و هر یک (جن) که از امر ما منحرف مى شدند، و اطاعت سلیمان نمى کردند)،
نذقه من عذاب السعیر[5]( از عذاب آتش به وى مى چشاندیم .)
نکته: پیش از این اشاره شد که جنی به نام ابلیس از فرمان الله سرپیچی کرد و در این جا نیز اشاره شده است : هر جنی که از فرمان الله روی می گرداند او را به عذاب السعیر می چشاند. نگفته است که خواهیم چشاند. به دیگر سخن وعده چشاندن چنین عذابی را نداده است، بلکه گفته است که می چشاندیم. یعنی برخی دیگر از جن نیز نافرمانی کردند و آنها را عذاب چشاندند. اما نافرمانی جن ها گویا در برخی از زمانهای ناحساس بود و ابلیس در زمانی نافرمانی کرد که موضوع حساسی بود. (کرنش (شاید احترام آمیز و نه بندگی) در برابر انسان به دستور الله).
يعْمَلُونَ لَهُ مَا يشَاءُ مِنْ مَحَارِيبَ وَتَمَاثِيلَ وَجِفَانٍ كَالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَاسِياتٍ اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا وَقَلِيلٌ مِنْ عِبَادِي الشَّكُورُ(سبأ/13) آنها هر چه سليمان ميخواست برايش درست ميکردند: معبدها، تمثالها، ظروف بزرگ غذا همانند حوضها، و ديگهاي ثابت (که از بزرگي قابل حمل و نقل نبود؛ و به آنان گفتيم:) اي آل داوود! شکر (اين همه نعمت را) بجا آوريد؛ ولي عده کمي از بندگان من شکرگزارند!
یعملون له ما یشاء من محاریب و تماثیل و جفان کالجواب و قدور راسیات[6] ...( منظور این است که دیگهایى که این گروه از جن براى سلیمان درست مى کرده اند، به قدرى بزرگ بوده اند که قابل نقل و انتقال نبوده ، و هر یک در جاى خود ثابت بوده است .
اعملوا آل داود شکرا ( این جمله خطاب به سلیمان ، و دیگردودمان داوود است که با سلیمان بودند، به ایشان مى فرماید خدا را بندگى کنند، تا شکر او را به جاى آورده باشند.)
و قلیل من عبادى الشکور( این جمله یا مى خواهد مقام شاکران را بالا ببرد، و بفرماید کسانى که خدا را همواره شکر بگویند، اندکند تنها افراد انگشت شمار و معدودى از آنان چنینند، و یا مى خواهد حکم قبلى را تعلیل کند، و بفرماید: این که به شما آل داوود گفتیم شکر بگزارید، براى این است که خواستیم شمار شکرگزاران زیاد شوند، چون شکرگزاران ، خیلى کم هستند پس عده آنها را زیاد کنید.)
فَلَمَّا قَضَينَا عَلَيهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَينَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كَانُوا يعْلَمُونَ الْغَيبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ(سبأ/14) (با اين همه جلال و شکوه سليمان) هنگامي که مرگ را بر او مقرر داشتيم، کسي آنها را از مرگ وي آگاه نساخت مگر جنبنده زمين [= موريانه] که عصاي او را ميخورد (تا شکست و پيکر سليمان فرو افتاد)؛ هنگامي که بر زمين افتاد جنيان فهميدند که اگر از غيب آگاه بودند در عذاب خوارکننده باقي نميماندند!
فلما قضینا علیه الموت مادلهم على موته الا دابه الارض تاکل منساته[7] (نکته:
1- درباره شیوه مردن، الله در قرآن چگونه سخن گفته است:
1- فرا رسیدن مرگ (مانند: آيا هنگامي که مرگ يعقوب فرا رسيد... ( أَمْ كُنْتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ يعْقُوبَ...)(البقرة/133) و یا : بر شما نوشته شده: «هنگامي که يکي از شما را مرگ فرا رسد...( كُتِبَ عَلَيكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ ...)(البقرة/180))
2- دستور مردن دادن ( مانند: ... الله به آنها گفت: بميريد!... (فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا... )(البقرة/243))
3- چشیدن مرگ (مانند: هر کسي مرگ را ميچشد... (كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ...) (آل عمران/185) و یا مانند: هر انساني طعم مرگ را ميچشد... ( كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ...) (الأنبياء/35))
4- مرگ کسی را در می یابد (مانند: ... مرگ شما را درمييابد... (... يدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ ...) (النساء/78))
5- در شداید مرگ فرو رفتن( مانند: ... در شدايد مرگ فرو رفتهاند... (... فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ ...) (الأنعام/93))
6- به سوی مرگ رانده شدن(مانند:... به سوي مرگ رانده ميشوند... (... يسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ ...) (الأنفال/6))
7- مرگ به سراغ کسی آمدن(مانند: ... مرگ از هرجا به سراغ او ميآيد...( ... وَيأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَمَا ...) (الإبراهيم/17))
8- گرفتن روح توسط فرشته مرگ(مانند: ... فرشته مرگ که بر شما مأمور شده، (روح) شما را ميگيرد...( ... يتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ...) (السجده/11))
9- مقرر شدن مرگ بر کسی ( مانند: هنگامي که مرگ را بر او مقرر داشتيم...( فَلَمَّا قَضَينَا عَلَيهِ الْمَوْتَ ......)(سبأ/14))
10- فرمان مرگ صادر کردن( مانند: خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض ميکند، و ارواحي را که نمردهاند نيز به هنگام خواب ميگيرد؛ سپس ارواح کساني که فرمان مرگشان را صادر کرده نگه ميدارد و ارواح ديگري را (که بايد زنده بمانند) بازميگرداند تا سرآمدي معين؛در اين امر نشانههاي روشني است براي کساني که انديشه ميکنند!( اللَّهُ يتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيهَا الْمَوْتَ وَيرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يتَفَكَّرُونَ)(الزمر/42))
به خوبی می توان دید که در قرآن، اصطلاح "مقرر داشتن مرگ" را تنها برای سلیمان به کار برده است. دیگر این که اگر کسی به عصا (منساة)یی تکیه داده باشد[8] و مرگش فرا رسد، چگونه است که بر زمین نمی افتد؟ و پاهایش سست نمی شود و او را بر زمین نمی زند؟ و یا این که بدنش فاسد نمی شود و بو نمی گیرد؟ شاید اصطلاح "مقرر داشتن مرگ بر کسی " سبب خشک شدنش باشد که همه بدنش ناگهان خشک شود و همان گونه بماند و نیز بو نگیرد!
[1] - کلمه (اسلنا) از مصدر اساله است که باب افعال از سیلان به معناى جریان است ، و کلمه (قطر) به معناى مس است .
[2] - در 2 جای قرآن به مس اشاره شده است. یکی در همین آیه و دیگری در : " آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ حَتَّى إِذَا سَاوَى بَينَ الصَّدَفَينِ قَالَ انْفُخُوا حَتَّى إِذَا جَعَلَهُ نَارًا قَالَ آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيهِ قِطْرًا (قطعات بزرگ آهن برايم بياوريد (و آنها را روي هم بچينيد)!» تا وقتي که کاملا ميان دو کوه را پوشانيد، گفت: «(در اطراف آن آتش بيفروزيد، و) در آن بدميد!» (آنها دميدند) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته کرد، و گفت: «(اکنون) مس مذاب برايم بياوريد تا بر روي آن بريزم!»)(سوره الکهف(18)- آیه 96)
[3] - برخی از باستان شناسان در کشور اردن کنونی و اطرافش در حال یافتن بقایایی از مس و صنایع مربوط به آن در دوره سلیمان نبی هستند.
[4] - چون بعدا فعل جمع به آنها نسبت داده ، مى فرماید: (یعملون له )، پس معلوم مى شود گروهی از جن بوده اند.
[5] - در چهار جای قرآن به "عذاب السعیر" اشاره شده است که در زیر می آید. هم چنین خداوند می فرماید که شیاطین را دچار چنین عذابی می کنیم. هم چنین فرموده است که شیاطین می توانند مردم را به چنین عذابی دعوت کنند.
الف- كُتِبَ عَلَيهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يضِلُّهُ وَيهْدِيهِ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ(الحج/4)(بر او نوشته شده که هر کس ولايتش را بر گردن نهد، بطور مسلم گمراهش ميسازد، و به آتش سوزان راهنماييش ميکند!)
ب- وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ الشَّيطَانُ يدْعُوهُمْ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ(لقمان/21) (و هنگامي که به آنان گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده پيروي کنيد!»، ميگويند: «نه، بلکه ما از چيزي پيروي ميکنيم که پدران خود را بر آن يافتيم!»آيا حتي اگر شيطان آنان را دعوت به عذاب آتش فروزان کند (باز هم پیروی ميکنند)؟!)
ت- وَلِسُلَيمَانَ الرِّيحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ وَأَسَلْنَا لَهُ عَينَ الْقِطْرِ وَمِنَ الْجِنِّ مَنْ يعْمَلُ بَينَ يدَيهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَمَنْ يزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِيرِ(سبأ/12)(و براي سليمان باد را مسخر ساختيم که صبحگاهان مسير يک ماه را ميپيمود و عصرگاهان مسير يک ماه را؛ و چشمه مس (مذاب) را براي او روان ساختيم؛ و گروهي از جن پيش روي او به اذن پروردگارش کار ميکردند؛ و هر کدام از آنها که از فرمان ما سرپيچي ميکرد، او را عذاب آتش سوزان ميچشانيم!)
ث- وَلَقَدْ زَينَّا السَّمَاءَ الدُّنْيا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِلشَّياطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ(الملک/5)(ما آسمان پايين (نزديک) را با چراغهاي فروزاني زينت بخشيديم، و آنها [= شهابها ] را تيرهايي براي شياطين قرار داديم، و براي آنان عذاب آتش فروزان فراهم ساختيم!)
[6] - کلمه (محاریب ) جمع محراب است ، که به معناى نمازگاه و محل عبادت است . کلمه (تماثیل ) جمع تمثال است ، که به معناى مجسمه از هر چیز است و کلمه (جفان ) جمع جفنه است ، که به معناى کاسه طعام است ، و کلمه (جواب - جوابى )، جمع جابیه است ، که به معناى حوضى است که آب در آن جمع شود، و کلمه (قدور) جمع قدر است ، که به معناى دیگ طعام است ، و (راسیات ) به معناى ثابت و پا بر جا است .
[7] - مراد از (دابه الارض ) - به طورى که در روایت آمده - حشره معروف به موریانه است ، که چوبها و پارچه ها را مى خورد، و مراد از (منساه) عصا است ، و اینکه فرموده : (فلما خر تبینت الجن ان لو کانوا یعلمون الغیب ما لبثوا فى العذاب المهین ) کلمه (خر) از خرور است ، که به معناى به خاک افتادن است .
[8] - دقت کنید که در 10 جای قرآن واژه "عصا" آمده است و همه این واژه ها درباره موسی (ع) است. مانند این آیه که موسی به "عصا"ی خود تکیه می دهد.: (قَالَ هِي عَصَاي أَتَوَكَّأُ عَلَيهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِي وَلِي فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى(طه/18) (موسی) گفت: «اين عصاي من است؛ بر آن تکيه ميکنم، برگ درختان را با آن براي گوسفندانم فروميريزم؛ و مرا با آن کارها و نيازهاي ديگري است.) اما سلیمان (ع) به "منساه" خود تکیه می دهد! موسی(ع) با عصای خود کارهای شگفت می کرد اما نقش منساه (عصا) برای سلیمان (ع) تنها در پایان زندگی او آشکار می شود و آن هم در نقش یک نگه دارنده وزن سلیمان (ع) مانند پایه های یک خرپا در یک سازه مهندسی.
